۰۲ وب‌سایت

چرا هر کسب‌وکاری به وب‌سایت نیاز دارد؟

خیلی‌ها فکر می‌کنن سایت یک بروشور اینترنتیه که می‌سازی و یک گوشه می‌مونه. اگه سایت فقط همین باشه، حق با اونهاست. ولی کاری که یک سایت درست انجام می‌ده چیز دیگه‌ایه.

مهم‌ترین دلیل: کسی که دنبال شما می‌گردد باید پیدایتان کند

یک لحظه به این فکر کنید: کسی اسم کسب‌وکار شما رو از یک دوستش شنیده. الان می‌خواد ببینه شما کی هستید و چی می‌فروشید. اولین کاری که می‌کنه چیه؟ اسمتون رو توی گوگل سرچ می‌کنه.

اگه چیزی پیدا نکنه، دو تا اتفاق می‌افته. اول اینکه شماره‌تون رو پیدا نمی‌کنه. دوم و بدتر، یک حس کوچک بی‌اعتمادی شکل می‌گیره — «یعنی اینا واقعاً هستن؟». بعد سرچ بعدی رو می‌زنه و این بار یک رقیب شما بالا می‌آد.

مسیر مشتری وقتی سایت ندارید و وقتی دارید بدون سایت اسم شما را می‌شنود در گوگل سرچ می‌کند چیزی پیدا نمی‌کند می‌رود سراغ رقیب با سایت اسم شما را می‌شنود در گوگل سرچ می‌کند سایت شما را می‌بیند تماس می‌گیرد
هر دو مسیر با یک چیز شروع می‌شن: کسی اسم شما را شنیده و رفته سرچ کرده. تنها فرقشان این است که آن وسط چیزی برای پیدا کردن هست یا نه.

این ساده‌ترین حالتشه. حالت بهتر وقتیه که کسی اصلاً اسم شما رو نشنیده و فقط دنبال چیزیه که شما می‌فروشید — و سایت شما رو پیدا می‌کنه. این مشتری‌ای‌ست که بدون سایت هیچ‌وقت به شما نمی‌رسید.

مشتری‌ای که اسم شما را بلد نیست

تا اینجا درباره کسی حرف زدیم که اسم شما رو شنیده. ولی بیشتر آدم‌ها اسم شما رو نشنیدن — اونها فقط یک مشکل دارن و دنبال حلش می‌گردن.

کسی که سرچ می‌کنه «تعمیر یخچال در اصفهان» یا «کیف چرم دست‌دوز سفارشی»، اسم هیچ مغازه‌ای رو بلد نیست. داره دنبال کاری می‌گرده که شما انجامش می‌دید. اینجا دقیقاً همون‌جاییه که سایت کار می‌کنه و شبکه اجتماعی نمی‌تونه: توی شبکه اجتماعی مردم دنبال آدم می‌گردن، توی گوگل دنبال کار.

این جور جستجوها معمولاً از سرچ اسم برند خیلی بیشترن، و آدمی که این‌جوری سرچ می‌کنه معمولاً همون روز می‌خواد خرید کنه. برای همین یک صفحه ساده که دقیقاً توضیح بده چه کاری، توی چه شهری، برای چه کسی انجام می‌دید، اغلب بیشتر از یک سایت بزرگ و شلوغ مشتری می‌آره.

سایت چطور اعتماد می‌سازد

بخش زیادی از تصمیم خرید، قبل از اینکه کسی باهاتون حرف بزنه گرفته می‌شه. آدم‌ها دنبال نشونه‌هایی می‌گردن که بفهمن طرف مقابل واقعیه و قراره فردا هم باشه.

  • آدرس ایمیل روی دامنه خودتان جور دیگه‌ای دیده می‌شه تا یک ایمیل رایگان. هزینه‌اش هم تقریباً هیچیه وقتی دامنه دارید.
  • دیدن قیمت و جزئیات بدون پرسیدن. خیلی‌ها اصلاً پیام نمی‌دن که قیمت بپرسن؛ فقط می‌رن جای دیگه که قیمتش نوشته شده.
  • عکس واقعی از کار خودتان، نه عکس‌هایی که همه دارن. یک عکس معمولی از کار واقعی، بیشتر از یک عکس حرفه‌ای تکراری اعتماد می‌سازه.

سایت مال خودتان است

این مهم‌ترین تفاوت با شبکه‌های اجتماعیه و معمولاً وقتی اهمیتش معلوم می‌شه که دیگه دیر شده.

صفحه‌ای که توی یک شبکه اجتماعی دارید مال شما نیست؛ مال اون شرکته. قوانینش رو اون تعیین می‌کنه، تصمیم می‌گیره پستتون رو به چند نفر نشون بده، و اگه روزی حسابتون بسته بشه — چه به حق، چه به اشتباه — همه‌چیز با خودش می‌بره: پست‌ها، پیام‌ها، و مهم‌تر از همه، دنبال‌کننده‌هاتون. راهی هم برای رسیدن دوباره بهشون ندارید.

سایت این‌طوری نیست. دامنه به اسم شماست، فایل‌ها دست شماست، و اگه یک روز خواستید جای دیگه‌ای ببریدش، می‌برید. هیچ‌کس نمی‌تونه یک شب تصمیم بگیره مشتری‌هاتون دیگه شما رو نبینن.

یک نکته که کمتر گفته می‌شود سایت جای شبکه اجتماعی رو نمی‌گیره و قرار هم نیست بگیره. بهترین حالت اینه که شبکه اجتماعی آدم‌ها رو پیدا کنه و سایت جایی باشه که کار جدی اونجا انجام می‌شه: دیدن محصول‌ها، خوندن جزئیات، و برداشتن شماره تماس.

شب و روز کار می‌کند

مغازه ساعت کاری داره. شما هم ساعت کاری دارید. سایت نداره.

کسی که ساعت یازده شب داره دنبال چیزی می‌گرده، صبح فردا احتمالاً یادش رفته. اگه اون ساعت بتونه قیمت‌ها رو ببینه، بفهمه شما کجایید و چی دارید، و همون‌جا سفارشش رو ثبت کنه یا شماره‌تون رو برداره، شما اون مشتری رو نگه داشتید بدون اینکه بیدار بوده باشید.

در بلندمدت ارزان‌تر از تبلیغات است

تبلیغات مثل اجاره‌ست: تا وقتی پول می‌دید مشتری می‌آد، و روزی که قطعش کنید همون روز تموم می‌شه. سایت بیشتر شبیه خریدنه؛ یک بار هزینه ساختش رو می‌دید و بعدش یک هزینه کوچک سالانه براش دارید.

البته این جمله یک شرط داره که معمولاً نگفته می‌مونه: سایتی که هیچ‌وقت به‌روز نشه و هیچ مطلبی نداشته باشه، خودبه‌خود توی گوگل بالا نمی‌آد. سایت یک تابلوی ثابت نیست؛ چیزیه که با هر صفحه و هر مطلبی که بهش اضافه می‌کنید قوی‌تر می‌شه.

چه وقت واقعاً به سایت نیاز ندارید

این رو صادقانه می‌نویسم، چون کسی که کارش ساختن سایته معمولاً نمی‌گه:

  • وقتی هنوز مطمئن نیستید چی می‌فروشید. اول محصول و مشتری رو پیدا کنید. سایت ساختن برای چیزی که ممکنه ماه دیگه عوض بشه، پول دور ریختنه.
  • وقتی همه کارتان سفارشی و دهان‌به‌دهان است و ظرفیتتون هم پره. اگه بیشتر از توانتون کار دارید، سایت مشکل امروزتون رو حل نمی‌کنه.
  • وقتی فقط برای «داشتن» می‌خواهیدش. سایتی که ساخته بشه و رها بشه، برای هیچ‌کس هیچ کاری نمی‌کنه.

یک سایت خوب حداقل باید چه داشته باشد؟

لازم نیست بزرگ باشه. یک سایت کوچک ولی درست، از یک سایت شلوغ و کند خیلی بهتره. حداقل چیزی که باید داشته باشه:

  1. یک توضیح روشن از اینکه چه کار می‌کنید و برای چه کسی — توی همون صفحه اول و بدون شعار.
  2. راه تماس که در یک نگاه دیده بشه: شماره، آدرس، پیام‌رسان.
  3. روی موبایل درست باز بشه، چون تقریباً همه با موبایل می‌بیننش.
  4. سریع باز بشه. سایتی که کند باشه، بازدیدکننده قبل از دیدنش می‌بنده.
  5. چند تا نمونه کار یا محصول با عکس واقعی، نه عکس‌های تکراری اینترنتی.

اگه همین پنج تا رو داشته باشید، از خیلی از سایت‌هایی که با هزینه چند برابر ساخته شدن جلوترید.

سه اشتباهی که زیاد می‌بینم

این‌ها چیزهایی هستن که معمولاً بعد از ساخت سایت معلوم می‌شن، وقتی پولش داده شده:

  1. سایتی که فقط قشنگه. انیمیشن و افکت زیاد، ولی معلوم نیست چی می‌فروشید و شماره‌تون کجاست. سایت قرار نیست جایزه طراحی ببره؛ قرار است کار کسی رو راه بندازه.
  2. سایتی که روی موبایل به‌هم می‌ریزه. روی لپ‌تاپ طراح عالی به نظر می‌رسه، ولی روی گوشی متن‌ها ریزن و دکمه‌ها جا نمی‌شن — در حالی که تقریباً همه مشتری‌ها با گوشی می‌بیننش.
  3. سایتی که کسی نمی‌تونه به‌روزش کنه. اگه برای عوض کردن یک قیمت هر بار باید به یک نفر دیگه پول بدید، عملاً سایت مال شما نیست. از اول بپرسید خودتون چه چیزهایی رو می‌تونید تغییر بدید.